خلاصه ی رمان به سوی فانوس دریایی اثر ویرجینیا وولف.

داستان از سه بخش تشكيل شده است ، بخش اول كه بيشترين حجم كتاب را هم در بر مي گيرد ، پنجره نام دارد . پنجره معاني مختلفي مي تواند داشته باشد . شايد پنجره اي براي ما براي شناخت قهرمانان داستان ، شايد پنجره اي براي قهرمانان داستان تا از آن به فانوس دريايي برسند و شايد خود داستان كه با راوي هاي مختلفي و به عبارتي ديگر از پنجره هاي مختلفي روايت مي شود .
در اين بخش، نويسنده داستان، يك روز خانواده رمزي  را همراه با مهمانان آنان ، از زبان خودشان روايت مي كند . اين روايت راويان مختلفي دارد و اين يكي از برجسته ترين نكات رمان است كه از زبان راوي هاي مختلف روايت مي شود . زندگي تك تك شخصيت هاي داستان با تفصيلي باورنكردني از زبان خودشان بيان مي شود . زندگي و بيان همه ي آنها در خانم رمزي به اشتراك مي رسد كه حلقه ي پيوند تمامي قهرمانان داستان است . قسمت دوم كتاب : زمان مي گذرد ، روايتي سريع از سرنوشت قهرمانان داستان طي ده سال آينده است و اين كه خانم رمزي مي ميرد ، خانواده ي رمزي از هم مي پاشد و ديگر اتفاقات كوچك و بزرگي كه مي افتد .
بخش سوم و پاياني  داستان تحت عنوان فانوس دريايي ، برمي گردد به اين كه در غياب خانم رمزي قهرمانان داستان دوباره به خانه ي قديمي برمي گردند ، آقاي رمزي و پسرهايش به فانوس دريايي مي روند ، لي لي بريسكو نقاشي اش را در حالتي كه به شهود رسيده است كامل مي كند و كارمايكل به شهرت زيادي در شعر دست مي يابد . همه ي آنها راه خويش را پيدا مي كنند و به شناخت مي رسند . در واقع خانم رمزي كه واسطه  ي شناخت آنها از زندگي بود به آرزويش مي رسد .
به سوي فانوس دريايي رمان بسيار دشواري ست و همراه با خانم دالاوي و موج هاي ويرجينياوولف جز شاهكارهاي ادبيات جهان به شمار مي رود .
خانواده رمزی برای گذراندن تعطیلات به یکی از جزایر هبرید آمده­اند. شبی از اواسط ماه سپتامبر است. خانم رمزی به کوچکترین فرزندش، جیمز شش ساله، قول داده است که روز بعد او را برای گردش به سوی فانوس دریایی ببرد که هرشب روشن شدنش را می­بینند. اما پدر اعلام می­کند که روز بعد هوا نامساعد خواهد بود. گفتگویی در این زمینه میان پدر و مادر و فرزندان و میهمانان درمی­گیرد. هیچ مجادله‌ی معین و آشکاری رخ نمی­دهد.شگفت­آورترین چهره، خانم رمزی است که قادر است همه را درک کند و به کمک حسی عمق درون هریک را دریابد و در نتیجه هرچه را جستجو می­کنند به ایشان ارزانی دارد. مجلس شبانه با آشتی کامل وی با شوهرش پایان می­یابد. آنگاه شب به پایان می­رسد و زمان می­گذرد: روزها و فصلها و سالها، همراه با توفانهای زمستانی و گلریزان بهار و گرمای تابستان و دلتنگیهای پاییز، از پی هم سپری می­شوند. و شبی، خانم رمزی به ناگهان می­میرد. دختر بزرگش، پرو، نیز مدتی بعد، هنگام تولد نخستین فرزندش از دنیا می­رود و سرانجام اندرو ،برادر پرو، نیز بر اثر اصابت بمبی در ایام جنگ جان می­بازد. سالها و سالها می­گذرد. دیگر کسی به آن خانه متروک، که خطر ویرانی تهدیدش می­کند، نمی­آید. و درست هنگامی که همه چیز در حال نابودی است اعضای خانواده بازمی­گردند تا سیر ویرانی خانه نشسته است متوقف سازد. اما همه چیز تغییر کرده است: تنها فانوس دریایی، بی­حرکت، در جای همیشگی خود باقی است و حال می­توان به گردشی رفت که آن همه سال در اندیشه­اش بودند. اما در نظر جیمز این دیگر همان فانوس رؤیاهایش نیست و وی پدر را با این احساس همراهی می­کند که در برابر فرمانی مستبدانه سرخم کرده است و نسبت به خودخواهی‌های­ پدر تنفری عمیق احساس می­کند. لیلی بریسکو، که او نیز با خانواده همراه است، به قایقی که به سوی فانوس دریایی می­رود چشم دوخته است، و با مرور زندگی خود و دیگران و با یادآوری خاطره خانم رمزی متوجه می­شود که وی چه قدرت شگفتی داشت. *
این رمان سه قسمت دارد:
در نيمه نخست رمان، يك روز عادي تعطيلات تا هنگام خواب شخصيت‌ها روايت مي‌شود، اما ناگهان فاصله زماني ده ساله‌اي در چند صفحه خلاصه مي‌شود. جنگ جهاني اول، مرگ خانم رمزي و دو فرزندش پس از رسيدن به بزرگسالي، متروك شدن خانه‌اي كه تعطيلات را در آن مي‌گذراندند، همگي در بخش “زمان مي‌گذرد” گنجانده شده است. اين بخش پرحادثه‌ترين حركت رمان را دربر دارد.
بخش میانی شرح دگرگونی ها و خرابی خانه ی رمزی است.
بخش پاياني داستان تحت عنوان فانوس دريايي ، برمي گردد به اين كه در غياب خانم رمزي قهرمانان داستان دوباره به خانه ي قديمي برمي گردند ، آقاي رمزي و پسرهايش به فانوس دريايي مي روند ، لي لي بريسكو نقاشي اش را در حالتي كه به شهود رسيده است كامل مي كند و كارمايكل به شهرت زيادي در شعر دست مي يابد . همه ي آنها راه خويش را پيدا مي كنند و به شناخت مي رسند . در واقع خانم رمزي كه واسطه ي شناخت آنها از زندگي بود به آرزويش مي رسد.

About ناهید صفوی

متولد کشور سوئد هستم و 21 سال سن دارم. در حال حاضر مشغول به تحصیل میباشم و از هر طریقی سعی میکنم تا زبان فارسی ی خودم رو تقویت کنم.
This entry was posted in داستان. Bookmark the permalink.

Leave a Reply